دل نوشته ای از تجمع اعتراضی دانشجویان در برابر سفارت فرانسه
(جمعی از دانشجویان بسیجی دانشگاه پیام نور لواسانات هم در این تجمع حضور داشتند)
عجب روز و رزرگاری شده است...
انگار خواب را از چشمانمان دزدیده اند. انگار میخواهند عشق را در قلب هایمان بکشند. اما آیا اینان فراموش کرده اند که ما فرزندانحیدر کراریم؟ آیا اینان از یادهایشان رفته است که ما شیعیان ایرانیم؟ آیا اینان ازخاطر برده اند که ما به خاطر دین و ایمانمان ، رسول پاکمان،مادر شهیدمان همت ها بهسر تیغ داده ایم؟ هرچه هست مطمئن هستم که آنان امروز را هیچگاه از یاد نمی برندهمانطور که دیروز را از یاد نبرده اند.
ضعف آنقدر در مغز استخوانشان رسوخ کرده که باتوهین به مقدساتمان پای به عرصه گذاشته اند اما این شیاطین نباید از یاد ببرند کهسرخی خون ما از سیاهی قلب آنان رنگین تر است.ما در مکتب حسین پرورش یافته ایم.مادر دامان رضا بزرگ شده ایم.اینجا همه ی فرزندان علی بر سر و سینه می کوبند و اینسینه کوفتن ها نشان از آن دارد که این جوانان ، سینه چاک پیامبر و فرزندانش هستند،که این جوانان نمک پرورده ی بانو فاطمه زهرا هستند.نمی دانم این جوانان با بصیرتچند بهار از عمرشان گذشته است که چشم به لبان سید علی دوخته اند که آیا رخست میدهد تا دودمان شیاطین را بر باد دهند یا نه؟
آنان از این شیطان بزرگ دل گسسته اند و آن را بهبقیة الله پیوند زده اند. صدای مرگ بر اسرائیل این جوانان رعشه بر اندام دشمن میانداخت، صدای بهم خوردن دندانهایشان و لرزه افتادن بر اندامشان خوب به گوشمان میرسید و عطر صلوات و صدای یا محمد امانشان را بریده بود.یکی در دست لبیک یا رسولالله داشت ، دیگری نوای به ابی و امی یا رسول الله سر داده بود ، سومی بغض در گلویش را پنهان کردهبود و با تمام وجود می گفت عجل علی ظهورک یا مولای. این جوانان همه آمده اند تابگویند: ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند...


برچسب:
نویسنده: jamshid