بسم رب الشهدا
جاده های کردستان آنقدر ناامن بود که وقتی میخواستی ازشهری به شهر دیگر،مخصوصا در تاریکی حرکت کنی باید آخرین سرعت ماشین را میگرفتی وپشت سر را هم نگاه نمیکردی.ولی اگر زین الدین همراهت بود موقع نماز باید کنار جاده می ایستادی تا نمازش را بخواند،هیچ راهی نداشت.بعداز شهادت زین الدین یکی از دوستان خوابش را دیده بود که درمکه درحال زیارت بود ویک عده هم همراهش بودند.درهمان حال به شهید گفته بود:"شمااینجاچه میکنی؟" زین الدین جواب داده بود:"به خاطر نمازهای اول وقتم اینجا هم فرمانده ام..."
نماز اول وقت11|041391|7|21|5hotnethotnet10000home101121
برچسب:
نویسنده: jamshid
تاريخ: جمعه
21 مهر
1391 ساعت: 11:04