
به روی چار پایه عشق ایستاده ام
بهم می گی اخرین حرفت را بزن
خواستنت در وجودم داد میزد
اسمان هم ابی نیست دیگه
اونم مثل من دلش گرفته
نمی ترسم که دارم تا اخرش میرم
می ترسم که تنها دارم میرم
تو نیستی
که بگی من هستم کنارت نگران نباش
چارپایه عشق از زیر پای احساسم کشیده شد
بی اختیار چشمان امیدم بی حرکت ماند
و زبانم فقط فرصت این را پیدا کرد
که بگوید دوستت دارم
و سکوت فضا را عزادار خود کرد
برچسب:
نویسنده: jamshid