افتخارم این بود که ساقی نوازشم کرد،خودش ننوشید ولی مرا سیراب کرد،
لب از لبان آب که کشیدم مثل کودکی مرا در آغوش کشید و من شاد بازی کردم؛
فدای مهربانیت عمو طفلان،
بی دست که شد بوسه اش را چشیدم...
وفا یعنی تا دهانش را برای سلام به مادر باز نکرده بود من نیافتادم...
ی شعر زیبا براتون میذارم ادامه مطلب بخونید...
مشک16|571391|9|21|2hotnethotnet10000home101126
برچسب:
نویسنده: jamshid
تاريخ: سه
شنبه
21 آذر
1391 ساعت: 16:57