محرم است و راه را قدم میزنم
هندزفری ام در گوش ، روضه میخواند
دوره که میکند
آتش دلم را روشن میکند
نام حسین را که میبرد
شیرخواره را که میگوید
در گلویم میشکند
و اشک که حلقه گرفت ، نام ابوالفضل را ذکر میگیرند
به رقیه که میرسند
کم میاورم
باید بنشینم
کمرم درد میکند
محرم12|051391|9|8|3hotnethotnet10000home101129
برچسب:
نویسنده: jamshid
تاريخ: چهارشنبه
8 آذر
1391 ساعت: 12:05