هیچکس نفهمید تو دلم چه دردیه زیاد یا کم
غصه های این دل چه جوریه درده یا غم
هیچ کس نفهمید واسه چی پرپر میزنم
چه جوری از غریبی من تو خودم زار میزنم
هیچکس نپرسید چرا دلم پریشونه
حتی یک بارم نشد اشک چشامو ببینه
هیچ کس نفهمید که چرا ساکت و غریبه شده
چی بسر دلم اومد تبعید یک گوشه شده
از همه کس فراریه طاقت موندن نداره
خودشم باورش شده آخر موندگاریه
نمی دونم چرا یهو اینطوری شد فکر می کنم به جوونیش
شاید دیگه دل نمونده همه رفته پای پشیمونیش
یه روزی دل مال من بود پراز غرور
یه دنیا آرزو شادی پراز سرور
اما چی اومد به سرت چی شد یهو تنها شدی
اسیر دست غول شدی با خود غول تنها شدی
برچسب:
نویسنده: jamshid