آنان كه به شادی ام نمی آسودند
یك عمر در انتظار فرصت بودند
تا من به تو اعتماد كردم آنها
دستان تو را به خون من آلودند
پای سند قتل من انگشت زدند
این قوم مرا به نیت كشت زدند
خنجر خوردم ، ولی نمی بینمش آه
یعنی كه مرا دوباره از پشت زدند
برچسب:
نویسنده: jamshid