این خانه دگر خانه لیلا شدنی نیست
این تنــــگ دلـــــم، وا شدنی نیست
یک روز دل تیشه به درد آمد و بشکست
فرهاد دگر عاشق و شیدا شدنی نیست
تاریــخ دوبــــاره غم سهـــراب رغم زد
این رستــــم بیچـــاره، دگر پا شدنی نیست
یک موج، شبی،عاشق ساحل شد و کوچیکد
این موج دگر همــــره دریـــا شدنی نیست
از طــــرز نظــــربازی تو والــــه و مستـــم
دیوانه دگر، فاضـــل و دانا شدنی نیست
از بهرکه یعقوب چنین ملتهب و زار، نشسته
این یوسف کنعان که هویدا شدنی نیست
فاطمه(یاس) - 16/7/1391
برچسب:
نویسنده: jamshid