می گریزم می گریزم از عزیزان می گریزم
داغ بر دل آه بر لب اشک ریزان می گریزم
سیل بی تابم رفیقان می شتابم سوی دریا
تند باد بی قرارم در بیابان می گریزم
مرغ بال آزرده ام از تیر صیادان هراسان
کشتی بشکسته ام ازخشم طوفان می گریزم
میگریزم تا غم خود با حهانی باز گویم
چون سر شک راز گواز دل بدامان می گریزم
برچسب:
نویسنده: jamshid