نذر کرده بود برود به پابوس معرفت!
پنجره را گشود.
آن طرف پنجره، کنار ایستگاه محبت ایستاده بود و ساکش را وارسی می کرد.
اما هرچه گشت نبود!
او گذرنامه سنخیت با امامش را توی کوچه غفلت جا گذاشته بود...
برچسب: نویسنده: jamshid تاريخ: شنبه 22 مهر 1391 ساعت: 18:44