مفتعلن ، مستفعلن ، فاعلاتن، مستفعلن
مرغ دلم پر می کشد ، برجماران سر می کشد
یاری که میخواهد زمن ، شانه بر اختر می کشد
سوی سرم پر پر زنان ، مژده آرد روح الله را
رخت سفر بسته ز دل ، سوی مینو پر می کشد
ناله که یار از من چرا ، عزم خوش آوازی کند؟
خسته به آوازی رسا ، جام وصلی سر می کشد
با دل تنگی نیمه جان ، برده او را سویی کشان
چشم دلش دلداده را ، نقش سینه تر می کشد
دل نه فقط شیدا شده ، بل هزاران بازیگری
سوی جمالش دم به دم ، دیده بر افسر می کشد
یار دلم فرزانه شد ، قدسیان را پروانه شد
کنج دلم با شور و مستی ، به جبهه اخگر می کشد
عطر شقایق هر طرف ، بوی بستان آرد مرا
مهر امام و جبهه ها ، چشمه به کوثر می کشد
برچسب:
نویسنده: jamshid